تحلیل آثار وحید سجادیان
اولین جلسه نقد دوشنبه‌های اتاق هنر با حضور آقای احمد ابراهیمی و دکتر مجید حیدری انجام شد. هدف این سری جلسات جدی شمردن آثار دانشجویی است و فراهم کردن بستری تا دانشجویان و هرجویان نقاشی بتوانند میزان و معیاری نظری در مورد آثار خود بیابند و هم چنین شرایطی فراهم شود تا کار ایشان در فضای وسیع تری به بقیه معرفی شود.
در این جلسه در ابتدا دکتر حیدری درباره فرم و محتوای آثار صحبت کردند و نقدی کلی تر را مطرح کرد و سپس آقای احمد ابراهیمی از دیدی تکنیکی‌تر کار را دید و نظراتی را گفت.
این سری جلسات که از این به بعد قرار است در موسسه آموزش عالی فردوس برگزار شود هنوز جوان است اما امید می‌رود در نهایت به جریانی پویا و شاداب در فضای هنری مشهد دامن زند.
از همه اساتید و دانشجویانی که برگزاری این جلسه را یاری کردند از طرف اتاق هنر مشهد تشکر و قدردانی می‌کنیم.

خلاصه‌ای از آنچه در جلسه گذشت در زیر می‌آید.
تصویر دو اثری که نقد شد:

DSC_0472. 2. 600px600
دکتر حیدری:
به نظر من اگر این ۳ کار را بخواهیم نگاه کنیم به صورت شخصی از ۳ وجه به این ها نگاه می‌کنم یا از این بابت تحلیل کنم که بحث فرم و محتوا را بگویم یا از نظر دلوز، جوری که نیروی خوابیده در اثر را بحث کنم و فرم و محتوا را یکی اعلام کنم و یکی اینکه بگویم مولف کی هست و اثر چیست و مخاطب چه چیزی برداشت می‌کند؟
در مورد فیگور زن تکنیک اثر اکرلیکه ولی لباس زن به صورت کلاژ روی تابلو گذاشته شده است. از لحاظ فرمی و موادی که داخلش استفاده شده وقتی کلاژ است یعنی در موادش حالت اینکه چند تا رسانه را کنار هم گذاشته و دوباره روش کار کرده یعنی یک در هم پیچیدگی در موادی است که از آنها استفاده کرده است. یک چیدمان کاملن کلاسیک دارد. اگر از لحاظ وزن تصویری، تصویر را به دو قسمت تقسیم کنیم و ۲ مستطیل شود آن وقت سمت راست و سمت چپ وزن تصویری یکسان هست یعنی یک چیدمان کلاسیک دارد و حالت چهره‌ی زن گردن کشیدگی اغراق شده‌ای نشان می‌دهد که سر بالاست و در عین حال چشمها پایین آمده و دهنی اندک باز که دهن باز را می‌شود استعاره ای از خواست جنسی برداشت کرد. کلاژ هم استفاده شده که این به منظور در هم تنیدگی می باشد.
رنگ ها تیره است و خیلی اغراق شده. رنگها در هم ترکیب شده‌اند و در یک جا تمام نمی‌شوند و یک رنگ داخل رنگ دیگر فرو می‌رود و در هم پیچیده گی که در رنگ ها هست در مواد هم یافت می‌شود. در نگاه و حالت سر که هم به بالا است هم به پایین یعنی همه این ها را در کنار هم بگذاریم تا به محتوا برسیم.
در بحث محتوا می‌توانیم بگوییم یه فیگور زن را مشخص می‌کند که حالت زن برهنگی گردن و کشیده گی او را داریم که در واقع اگر بخواهم فرم و محتوا را باهم بگویم باید بگویم که فرم و محتوا تا حد زیادی با هم همخوان است یعنی در هم پیچیدگی که در مواد هست در محتوا هم هست به نظر من می‌خواد یک چیزی را بگوید و نگوید، یعنی نوعی پنهان کاری و آشکاری در محتوا و فرم هست ضمن اینکه من کار را خلاق می دانم و خیلی کار سختیه که شما یک فیگور ساده را ارائه بدهید و در عین حال بشود مدت زیادی به آن نگاه کرد و لذت برد.
از نظر مولف و اثر مخاطب باید بگویم که خلاقیتش آشکار هست. رنگ شناسیش به نظرم خیلی خوب است و رنگ آمیزی که کارها در هم محو میشوند خود به خود مولف دید جزئی دارد و میل دارد به سوژه نزدیک شود. به سوژه نزدیک شده اما سوژه خودشو را دور کرده. از لخاظ مخاطب، مخاطب را شوکه نمی کند، سوالی بر نمی انگیزد یا نشان دهنده‌ی حرکت و شادی خاصی نیست و نشان دهنده‌ی نوعی در هم پیچیده‌گی و گفتن و نگفتن است. به نظر من می‌شود گفت آرتیست آدم زیاد منزوی نیست و نسبت به بقیه آرتیست‌ها اجتماعی‌تر است. در مورد کار دوم ، تکنیک اکرلیک است. زن در مرکز و لباسهای سفید دارد و موهایش پخش شده و نگاهش شاید نقطه‌ی اصلی که آرتیست بهش فکر می‌کرده آن نگاه بوده یک شکل دایره گونه داریم که رنگ ها در هم آمیخته شده و پیچیده شده و یک فیگور مرد میبینیم که نشسته و تقریبن برهنه هست. این کار نسبت به قبلی مفهومی تر است و چیدمان آن جدید تر.
نکته ی آخر اینه که به جای اینکه شما را شوکه کند شما رو دعوت به یکی شدن می‌کند. فاصله ی آنچنانی بین مخاطب و اثر وجود ندارد.

احمد ابراهیمی:
من فکر می کنم یه کار مثبتی که توی کارای وحید هست اینه که به یک اندازه به پرداخت و موضوعش اهمیت میده یعنی خیلی از نقاشها المان‌ها رو می بینن و پرداخت به اون اندازه قوی نیست و ما بازی نشانه ها می‌بینیم و گاهی پرداخت انقدر قوی هست که موضوع گم میشه و ما در پیچ و تاب فرم و هارمونی میچرخیم تا اینکه بخوایم معنا رو بفهمیم اما وحید به یه بالانس و تعادلی رسیده در پرداخت و موضوع.
دومین نکته مثبت اینه که وحید از تکنیک‌هایی استفاده میکنه که بهشون تسلط داره و این از نقاط قوت کارش هست. چند تا نکته هست که اگه رعایت بشه کارای وحید ارتقا پیدا میکنه. یکی اینکه تو این کارا که من می‌بینم به کیفیت ذاتی رنگ توجه نشده و بیشتر وحید طراحه. این کارها خصلت طراحی گونه داره اما نه یه طراحی مطالعاتی، یه طراحی کاملن شاعرانه و ما اگه رنگ رو از این تابلوها بگیریم تابلوها ضربه نمی خورن. وحید یه رنگ سرد رو به یه عنصر مذکر نسبت داده و رنگ گرم رو به عنصر مونث که یه کار متداول و تعریف شده است و لباس سفید که متداوله که شاید میخواسته جنبه ی متافیزیکی به اون بده یا در حالت ساده تر از چین‌های لباس و ادامه داریش ممکنه لباس عروس باشه در سادته‌ترین حالت اینطوری نیست که من تفسیر ویژه‌ای از رنگ بکنم یا کارکرد بصری خاصی از رنگ بگیرم مثلن اون محو کردن هایی که داره انجام میده در نقاشی‌های میدان رنگ دیده میشه من معتقدم که رنگ‌ها رو خیلی خوب بالانس کرده اما معتقدم که نقاش یکم میترسه و خودشو پشت تکنیک مخفی میکنه. من فکر میکنم حالت چشم‌ها در تابلو بعدی قوی ترین نقطه ی کل کارهای وحیده یعنی حالتی که اون چشم‌ها دارن و هماهنگی با لب‌ها که کمی باز است و معنا دار ترین جای کار وحیده. من فکر می‌کنم که وحید بیشتر رنگ آمیزی می‌کنه و از جنبه‌ی تزئینی رنگ استفاده میکنه.
اگه نقاط مثبت را در بیاریم بیشتر نقاط طراحی هست نه رنگ. در کار بعدی هم کار کاملن بافته و من خصلتی از رنگ دریافت نمی کنم در حالیکه هیچ عنصر آبژکتیوی داخلش نداره
نکته ی مهمی که می خواستم بگم اینه که چون نگاه نقاش به رنگ یک نگاه ذاتی و درونی نیست عمق میدان رو از دست داده و کارهای وحید کارهای تخت تصویرسازانه است و در حالیکه من رنگ سبز دارم یا سفید میانی و … باید یک عمق میدان عجیبی داشته باشم خیلی محافظه کارانه از رنگ استفاده کرده و نمیتونم بگم اتفاق ویژه ای افتاده. این کارها از کارهی تجربی مولف نیست و این کارها یک بلوغ نسبی داره وگرنه اگه نقاش به صورت تجربی به این کارها نگار کنه متفاوت خواهد بود.
دکتر حیدری : آینده ی وحید آینده ی خوبی هست .
DSC_0563DSC_0546